على محمدى خراسانى

48

شرح منطق مظفر (فارسى)

وسيع‌تر است مثلا « انسان » با « حيوان » در اين‌جا حيوان بر تمام افراد انسان صادق است و مىتوان گفت : « كل انسان حيوان » ولى انسان بر تمام افراد حيوان صادق نيست و نمىتوان گفت : « كل حيوان انسان » ، بلكه بر حصّه‌اى از افراد آن صادق است و حصه‌اى از حيوان بر تمام افراد انسان صادق است نه تمام حيوان . در كبرى نيز اگر كليت داشته باشد چه سالبه و چه موجبه حتما منتج است ، زيرا در كبراى موجبه ، اكبر براى تمام افراد اوسط ثابت شده و در صغرى هم اوسط ، براى تمام افراد اصغر ، ثابت شده در نتيجه توسط اوسط ، اكبر هم براى تمام افراد اصغر ثابت مىگردد مانند : « كل انسان حيوان » ، و « كل حيوان جسم » « فكل انسان جسم » ؛ و يا براى بعض افراد اصغر ثابت مىشود اگر صغرى موجبه جزئيه باشد مانند : « بعض الحيوان انسان » ، و « كل انسان ناطق » ، « فبعض الحيوان ناطق » . و در سالبه كليهء كبرى ، اكبر از جميع افراد اوسط سلب شده و در صغرى اوسط براى تمام افراد يا بعض افراد اصغر ثابت شده ، در نتيجه اكبر هم از جميع يا بعض افراد اصغر مسلوب خواهد بود مانند : « كل انسان ناطق » ، و « لا شيئى من الناطق بفرس » ، « فلا شيئى من الانسان بفرس » . و مانند : « بعض الحيوان انسان » ، و « لا شيئى من الانسان بفرس » ، « فبعض الحيوان ليس بفرس » . ولى اگر كبرى قضيهء جزئيه باشد ( موجبه يا سالبه ) معناى جزئيه اين است كه حكم يعنى اكبر براى بعض الاوسط ثابت است ( در موجبه ) يا از بعض آن مسلوب است ( در سالبه ) پس اگر در صغرى ، اوسط با اصغر متساويان باشند همين ايجاب و سلب هست يعنى در نتيجه نيز حكم و اكبر براى بعض الاصغر ثابت يا از بعض آن مسلوب است ، ولى اگر اوسط كه محمول در صغرى است اعم از اصغر بود ( غالب موارد به اين صورت است ) خواهيم گفت : احتمال دارد آن حصه‌اى از اوسط كه در كبرى موضوع واقع شده و اكبر بر آن حمل يا از آن سلب شده ، غير از آن حصه‌اى از اوسط باشد كه در صغرى محمول واقع شده و بر اصغر بار شده و نيز احتمال دارد اين حصه همان باشد كه در صغرى محمول واقع شده پس هردو محتمل است ، و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال يعنى ديگر بطور قطع و جزم نمىتوان گفت كه اين حكم توسط اوسط از اكبر به اصغر تعدى مىكند و براى آن هم ثابت مىشود چون معلوم نيست اين حصه آن حصه باشد ،